از انجا که بنده مدت 2 ماه و نیم است که ترک دنیا کرده و به گوشه نیشی پرداخته( به قولی کنج عزلت اختیار کرده و ترک دوستان...) برای خود بسیار جالب بود که ببینم در این چند روزه مدید به چه چیزها رسیده و چه هارا کشف کرده ام. بعد از روز ها کنکاش و جستجو اندر احوال خود و خویشتن به این نتیجه رسیدم که در خانه ماندن در من تاثیرات بسیار گذاشته که به بحث در مورد چند عدد میپردازیم تا شما هم شاهد و مشعوف شوید:
1-مهم ترین و اولین پیشرفت در صحبت کردن در پای تلفن میباشد که واقعا جای بسی پیشرفت دارد! در گذشته، زمانی که دوستان مادرم تلفن میکردند(در این جا توجه به این موضوع واجب است که کسی با من کاری ندارد در پای تلفن...بنابراین اگر تلفنی میشود ان را باید به مادر خانه نسبت داد) بنده یا تلفن را جواب نمیدادم و یا اگر جواب میدادم فقط به یک نه خانه نیست بسنده میکردم(بازهم به این نکته باید توجه داشته باشید که این جواب دادن های من شامل زمان هایی میشود که مادرم در خانه نباشد و یا حضور فعال نداشته باشد( در مورد حضور فعال باید گفت که گاهی مادر در جاهایی می باشد که نمیتواند تلفن صحبت کند یا بنده باید بگویم که در خانه نیست!این موارد البت بسیار نادر است)) در نتیجه زمان صحبت کردن بنده به طور کل به 20 الی 30 ثانیه ختم میشد که بیشتر صحبت این 20 الی 30 ثانیه هم توسط خانم طرف مقابل انجام میشد. اما بعد از 3 ماهه متوالی خانه نشینی بنده موفق شدم که طول صحبت هایم را به 2 3، و حتی در جایی به 6 دقیقه برسانم(بهترین رکوردم 6 دقیقه و 23 ثانیه و 245 صدم ثانیه بود) که این صحبت ها شامل مکان حضور مادرم ، دلیل رفتن و ساعت برگشت و بعد از کمی گذشت زمان صحبت در مورد همسایه بقلی و حال با افتخار اعلام میکنم که حتی در مورد همسایه دو بلوک آنورتر هم صحبت کرده و میتوانم اعلام کنم که چه کسی به بیمارستان رفته و چه کسی پای سگ همسایه آنوری اش را گاز گرفته است. و حتی،میتوانم به تمام صحبت های طرف مقابل در مورد پسر جوان و دختر جوانش گوش کرده و نظر بدهم. (یکی مرا تشویق کند!)
2-مورد دوم که کم از اولی ندارد صحبت به صورت حضوری با مادرم در مورد دختر اقدس خانوم و همچنین صحبت با همسایه طبقه پایینی در مورد وقت دکتر شوهرش می باشد و دادن نظرهایی بس جالب که میتواند در امور شوهر داری کمک های بسزایی را شامل شود.
3-مورد سوم که بسیار با ارزش میباشد توانایی های من در آشپزی بوده که حال میتوانم تفاوت های غذاهای مختلف را درک کرده و هر روز خوراکی هایی جدید تر را کشف کرده،(مانند: چطور به عمل آوردن ژله در 3 ساعت،درست کردن قهوه با مواد اضافه،درست کردن تخم مرغ به روش های مختلف که حتی مورد پسند اعضای خانواده هم قرار بگیرد، ساخت و به عمل اوردن انواع نوشیدنی های سرد و گرم،درست کردن ماکارونی با کمترین امکانات ، به عمل اوردن چند مدل خورشت به صورت کلی و جزئی و ...)
4-فهمیدن خواص برنامه به خانه برمیگردیم! و صبح و زندگی ! همانطو که استحضار دارید این دو برنامه صبح و ظهر تمام وقت این جعبه جادو را به خود اختصاص داده و مورد پسند تعداد زیادی از خانم ها می باشد. شما میتوانید مثل من هر روز با گوش کردن به این برنامه ها متوجه بشوید که چگونه میشود یک دسر خوشمزه را با 500گرم خامه ، 400گرم بستنی ،100 گرم شکلات کاکائویی آب شده و چند عدد توت فرنگی درست کرد(کافی است این ها را هم زده و نوش جان کنید ،دستورش هم در داخل سایت به خانه برمیگردیم هست) و یا با نگاه کردن برنامه صبح و زندگی متوجه بشوید که اگر دندان شمارا کرم خورد تنها و تنها دلیلش استرس و فشار های زندگی است و اصلا به مسواک هیچ ربطی ندارد!، بنده همچنین متوجه شده که فیل 4 پا دارد نه 5 پا و آن چیزه دراز و آویزان از او خرطومش است(این یکی را خاله شادونه متذکر شدند!) و همچنین حنا را هم به عنوان کارتون شانسی گه گاهی نشان میدهند! در ضمن حال بنده از جهل و نادانی به در آمده و خواص های متعدد کانال فارسی 1 را فهمیده و متوجه این موضوع مهم و خطیر شده ام که ویکتوریا (این شخصیت اسطوره) چه کسی بوده ، و اسم هایی به شکل مامارین و مامانجون داریم . و در کره جنوبی بهترین کار نوشتن سناریو برای سریال های کره ای است! همچنین شما اگر یک ادم بیکار باشید (توجه کنید که باید حتما بیکار باشید) میتوانید به جای ده شخصیت یک جا صحبت کنید!
5-یکی دیگر از این خوبی ها جمع کردن پول می باشد که از دوجهت بسیار خاص می باشد، یک شما دلیلی برای خرج کردن (شارژ موبایل،خرج رفت و آمد و ...) را ندارید و دومین و مهم ترین ان که شما پولی ندارید ! چون وقتی دلیلی برای خرج کردن ندارید کسی هم به شما پولی نمیدهد! چون شما دلیلی برای پول گرفتن ندارید! و چون کنج عزلت اختیار کردید کاری هم ندارید! در نتیجه شما میتوانید مقادیره بسیاری پول را در ذهنتان حساب کتاب کرده و همانجا هم ذخیره کنید(به عنوان مثال میتوانید حساب کنید که اگر امروز بیرون بودم چه قدر پول خرج میکردم و حال که نیستم چه قدر به اقتصاد خانواده کمک کرده ام!)برای من که جواب داده است.!
6- توانستم به اتفاقات افتاده در بالا مدت مدیدی فکر کنم و بعد بروم نان بخرم!
7-وقتی از نانوایی برگشتم باز هم فکر کنم!
نتیجه گیری: بنده مدت 3 ماه فکر کردم تا به سوالاتم فکر کنم و در این 3 ماه صرفه اقتصادی با کالری سوزانده شده من برابر بود!
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخ دادنحذفولي خودمونيما...ذهنه افتاب زده هم فايده هاش زياااده
پاسخ دادنحذفostad, andar mazayaye barnameye jazabe fitile tajrobei kasb nakardid ke dar ekhtiyare ma gharar bedid!? :D
پاسخ دادنحذفنه متاسفانه در اون زمان بنده در بیرون از خانه تشریف داشتم و چند سال است که موفق به بازدید او نشده ام!
پاسخ دادنحذفماشـــــــــــــالا! ظاهرا بهترین کارت صرفه جویی اقتصادی بوده! احتمالا الان بابات خیلی دوست داره!D:
پاسخ دادنحذفخب اره بابام که کلی در صفا و حال بود.. باسه همین الان دیگه نمیخواد از خونه برم بیرون!D:
پاسخ دادنحذف