۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

اندر احوالات معماری در کاشان

از قدیم و اندر ندیم معماری کاشان باعث جلب توجه همه جهانیان گردیده و بازدید کنندگان بسیاری را از روستاهای اطراف به خود جلب کرده است . به همین منظور بنده نیز که مدت 3 سال دوست داشتنی است که در این معماری ها میگردم بر آن شدم که این معماری ها را مورد بررسی قرار داده و کمی در مورد معماری امروز و دیروز پا در میان بحث بگزارم.بیاییم به این دو عکس کمی نگاه بیاندازیم!














همانطور که مشاهده میگردد این پنجره (این توانایی بزرگ انسان یعنی شیشه) قسمت حال خانه را به راهرو متصل کرده ، روز اول که من به داخل این خانه پا گذاشته بودم به این موضوع اصلا توجهی نکردم اما کمی که گذشت (که البته این گذشت را باید مدیون امتحان ها بود) متوجه این پنجره شده و به خاصیت های بزرگ این شیشه ها پی بردم(البته این را هم باید متشکر امتحان های اینجانب بود زیرا در حالت عادی انقدر موضوع هست که به این چیزها فکر نکنیم اما در زمان امتحان ها انقدر به چیزهای مختلف فکر میکنیم که به درس ها فکر نکنیم!) :
1- همانطور که از قدیم و اندر ندیم دانسته و خواسته شده ،کاشانیها معروف به مذهب بوده اند و این پنجره دقیقا برای همین دلیل در اینجا گذاشته شده است، البته اشتباه نکنید ... الان به صورت کامل توضیح میدهم: 1-1 )اگر شما این پنجره را مات کرده و پشت آن پرده بزنید و جلوی آن را رنگ کرده به شکلی که نور هم از آن رد نشود شما یک کاشانی اصیل هستید!
1-2)اگر به یک شیشه مشبک و یک پرده بسنده کردید شما چند سالی است که به کاشان مهاجرت کردید
1-3) اگر شیشه تنها مشبک باشد شما برای کار به کاشان امده(یا در نیروگاه و یا جدیدا با کلی ذوق توانسته اید درسایپا کاشان کار پیدا کنید!) و چند صباهی است که در این مکان زندگی میکنید.
1-4)اگر شیشه نداشت شما دانشجویید!
2-از قابلیت دیگر این شیشه میشود به قابلیت صدا گیری این پنجره اشاره کرد که اگر خدای ناکرده...خدای ناکرده صدا از دیوار رد نشد از این پنجره عبور کرده و مشخص شود که توی دانشجو داری اون تو چیکار میکنی!
3-در حالت سوم کمک برای دزدی می باشد که اگر خدای ناکرده باز هم میگویم خدای ناکرده اقای محترم دزد در را هل داد و خدای ناکرده در به راحتی باز نشد با کمی تلاش شیشه را شکسته و وارد شود!
4- این شامل قسمت سوم این نکات مهم پنجره میشود، یعنی کمک به آقای دزد!4-1) اگر شما در مقابل پنجره میله مشاهده کردید در نتیجه صاحب خانه چیز مهمی در داخل خانه دارد پس بهتر است در را باز کرده و داخل شوید و حالش را ببرید
4-2)اگر شما در مقابل پنجره میله ای مشاهده نکردید پس بگردید در طبقه ای که میله مشاهده میکنید تا به آن حمله کنید و اگر مشاهده نکردید میتوانید این ریسک رابکنید که در را باز کرده و با چند خرده ریز امشب را سر کنید
4-3)اگر شیشه نداشت با خیال راحت از خیر آن پنجره بگذرید چون اگر دانشجو ها پول داشتند مطمئنا یک پنجره برای آنجا میخریدند.
5- مورد 5 شناسایی دانشجو های خطا کار میباشد که در صورتی که شما میدانستید که در این خانه دانشجو زندگی میکند و این پنجره را مشبک و پرده زده اند و چند چیز برای جلو گیری از عبور صدا و نور در داخل آن کار گذاشته اند اصلا فکر نکنید که برای راحتی خود و شما این کار را کرده اند سریعا زنگ زده به اماکن کاشان تا بیاید و بگیرند و ببرنشون. چه معنا دارد که از این کارها بکنند! ( اگر دیدید در یک شب خاص این کار را کرده به اماکن بسنده نکرده و خود شخصا وارد ماجرا شده و هرچه فحش بلدید بدهید چون مطمئنا آن داخل یک خبر هایی هست!)
6-از دیگر توانایی های این پنجره ها تشخیص مدل دانشجو ها می باشد ،6-1)مدل دانشجویان فضایی: اگر شما یک شب مشاهده کردید که چند تن از این دانشجوهای محترم به جای عبور از در ، در تلاش هستند که از پنجره بیرون بیایند مطمن باشید که آنها در فضا هستند و روی زمین نیستند( پیشنهاد میشود در این شب خاص از اماکن و وارد شدن شخصی جلوگیری کرده و به یک فیلم بسنده کنید، مطمئن باشید که فردا میتوانید آنها را بکشید!)
6-2) هیز دانشجو:اگر دانشجو در هنگام عبور از کنار دره شما لحظه ای برگشت پنجره شما را نگاه کرد اورا بکشید ( به ناموس مردم چیکار داری؟ شاید یه سایه خیلی کوچیک از گوشه کناری سمت چپ که یه ذره رنگش رفته معلوم شه .. چرا نگاه کردی؟! ) به جای اینکه کل شب بخواهید به این موضوع فکر کنید اورا بکشید و خیال خود را راحت کنید.
6-3)مدل دانشجو متعدد: از همان سوراخ ذکر شده میتوانید بدون آنکه شناسایی شوید تشخیص بدهید که امشب چند نفر رفتند داخل خانه و اگر تعداد بیشتر از مقدار ذکر شده بود این ها دانشجویان بدی هستند ، آنها را بکشید!(به صاحب خونه زنگ نزنید، شاید تهرانی و اصفهانی باشد و به شما بخندد،به اماکن نیز زنگ نزنید زیرا تا آنها بخواهند بیایند طول میکشد، خود دست به کار شده و آنها را بکشید!)
این بود اندر احوالات معماری جدید کاشان و این معماران باهوش و توانا... بزودی در پست های بعدی با شما خواهیم بود... این بار میخواهم کمی در باره قانون مورفین با شما به بحث بپردازم...منتظر من باشد:ِd

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

اندر احوالات این 3 ماه!

از انجا که بنده مدت 2 ماه و نیم است که ترک دنیا کرده و به گوشه نیشی پرداخته( به قولی کنج عزلت اختیار کرده و ترک دوستان...) برای خود بسیار جالب بود که ببینم در این چند روزه مدید به چه چیزها رسیده و چه هارا کشف کرده ام. بعد از روز ها کنکاش و جستجو اندر احوال خود و خویشتن به این نتیجه رسیدم که در خانه ماندن در من تاثیرات بسیار گذاشته که به بحث در مورد چند عدد میپردازیم تا شما هم شاهد و مشعوف شوید:


1-مهم ترین و اولین پیشرفت در صحبت کردن در پای تلفن میباشد که واقعا جای بسی پیشرفت دارد! در گذشته، زمانی که دوستان مادرم تلفن میکردند(در این جا توجه به این موضوع واجب است که کسی با من کاری ندارد در پای تلفن...بنابراین اگر تلفنی میشود ان را باید به مادر خانه نسبت داد) بنده یا تلفن را جواب نمیدادم و یا اگر جواب میدادم فقط به یک نه خانه نیست بسنده میکردم(بازهم به این نکته باید توجه داشته باشید که این جواب دادن های من شامل زمان هایی میشود که مادرم در خانه نباشد و یا حضور فعال نداشته باشد( در مورد حضور فعال باید گفت که گاهی مادر در جاهایی می باشد که نمیتواند تلفن صحبت کند یا بنده باید بگویم که در خانه نیست!این موارد البت بسیار نادر است)) در نتیجه زمان صحبت کردن بنده به طور کل به 20 الی 30 ثانیه ختم میشد که بیشتر صحبت این 20 الی 30 ثانیه هم توسط خانم طرف مقابل انجام میشد. اما بعد از 3 ماهه متوالی خانه نشینی بنده موفق شدم که طول صحبت هایم را به 2 3، و حتی در جایی به 6 دقیقه برسانم(بهترین رکوردم 6 دقیقه و 23 ثانیه و 245 صدم ثانیه بود) که این صحبت ها شامل مکان حضور مادرم ، دلیل رفتن و ساعت برگشت و بعد از کمی گذشت زمان صحبت در مورد همسایه بقلی و حال با افتخار اعلام میکنم که حتی در مورد همسایه دو بلوک آنورتر هم صحبت کرده و میتوانم اعلام کنم که چه کسی به بیمارستان رفته و چه کسی پای سگ همسایه آنوری اش را گاز گرفته است. و حتی،میتوانم به تمام صحبت های طرف مقابل در مورد پسر جوان و دختر جوانش گوش کرده و نظر بدهم. (یکی مرا تشویق کند!)


2-مورد دوم که کم از اولی ندارد صحبت به صورت حضوری با مادرم در مورد دختر اقدس خانوم و همچنین صحبت با همسایه طبقه پایینی در مورد وقت دکتر شوهرش می باشد و دادن نظرهایی بس جالب که میتواند در امور شوهر داری کمک های بسزایی را شامل شود.



3-مورد سوم که بسیار با ارزش میباشد توانایی های من در آشپزی بوده که حال میتوانم تفاوت های غذاهای مختلف را درک کرده و هر روز خوراکی هایی جدید تر را کشف کرده،(مانند: چطور به عمل آوردن ژله در 3 ساعت،درست کردن قهوه با مواد اضافه،درست کردن تخم مرغ به روش های مختلف که حتی مورد پسند اعضای خانواده هم قرار بگیرد، ساخت و به عمل اوردن انواع نوشیدنی های سرد و گرم،درست کردن ماکارونی با کمترین امکانات ، به عمل اوردن چند مدل خورشت به صورت کلی و جزئی و ...)




4-فهمیدن خواص برنامه به خانه برمیگردیم! و صبح و زندگی ! همانطو که استحضار دارید این دو برنامه صبح و ظهر تمام وقت این جعبه جادو را به خود اختصاص داده و مورد پسند تعداد زیادی از خانم ها می باشد. شما میتوانید مثل من هر روز با گوش کردن به این برنامه ها متوجه بشوید که چگونه میشود یک دسر خوشمزه را با 500گرم خامه ، 400گرم بستنی ،100 گرم شکلات کاکائویی آب شده و چند عدد توت فرنگی درست کرد(کافی است این ها را هم زده و نوش جان کنید ،دستورش هم در داخل سایت به خانه برمیگردیم هست) و یا با نگاه کردن برنامه صبح و زندگی متوجه بشوید که اگر دندان شمارا کرم خورد تنها و تنها دلیلش استرس و فشار های زندگی است و اصلا به مسواک هیچ ربطی ندارد!، بنده همچنین متوجه شده که فیل 4 پا دارد نه 5 پا و آن چیزه دراز و آویزان از او خرطومش است(این یکی را خاله شادونه متذکر شدند!) و همچنین حنا را هم به عنوان کارتون شانسی گه گاهی نشان میدهند! در ضمن حال بنده از جهل و نادانی به در آمده و خواص های متعدد کانال فارسی 1 را فهمیده و متوجه این موضوع مهم و خطیر شده ام که ویکتوریا (این شخصیت اسطوره) چه کسی بوده ، و اسم هایی به شکل مامارین و مامانجون داریم . و در کره جنوبی بهترین کار نوشتن سناریو برای سریال های کره ای است! همچنین شما اگر یک ادم بیکار باشید (توجه کنید که باید حتما بیکار باشید) میتوانید به جای ده شخصیت یک جا صحبت کنید!



5-یکی دیگر از این خوبی ها جمع کردن پول می باشد که از دوجهت بسیار خاص می باشد، یک شما دلیلی برای خرج کردن (شارژ موبایل،خرج رفت و آمد و ...) را ندارید و دومین و مهم ترین ان که شما پولی ندارید ! چون وقتی دلیلی برای خرج کردن ندارید کسی هم به شما پولی نمیدهد! چون شما دلیلی برای پول گرفتن ندارید! و چون کنج عزلت اختیار کردید کاری هم ندارید! در نتیجه شما میتوانید مقادیره بسیاری پول را در ذهنتان حساب کتاب کرده و همانجا هم ذخیره کنید(به عنوان مثال میتوانید حساب کنید که اگر امروز بیرون بودم چه قدر پول خرج میکردم و حال که نیستم چه قدر به اقتصاد خانواده کمک کرده ام!)برای من که جواب داده است.!


6- توانستم به اتفاقات افتاده در بالا مدت مدیدی فکر کنم و بعد بروم نان بخرم!



7-وقتی از نانوایی برگشتم باز هم فکر کنم!



نتیجه گیری: بنده مدت 3 ماه فکر کردم تا به سوالاتم فکر کنم و در این 3 ماه صرفه اقتصادی با کالری سوزانده شده من برابر بود!

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

این دفه این را انتخاب کردیم برای یک بلاگ جدید..چرایش به هیچکس مربوط نیست....! دلیل انتخاب هم این بود که چیزی جدا از ان دو بلاگ به این ذهن افتاب خورده و مریض اگر رسید اینجا بنگاریم... نمیگوییم که این بلاگ کاملا با ان دو فرق ها دارد اما فرق دارد... گهی شاد و گهی جدی بحث میکند در مورد چشم های یک مغز افتاب خورده که میبینند چیزهایی که دیگران هم میبینند اما بلاگ نداردند که بنگارند!